تبليغاتX
حالا مثل خودم هستم

حالا مثل خودم هستم

درباره نقد . ادبیات امروز و سینما

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 18:42  توسط رضا بختیاری اصل  | 

        میر نوروزیرضا بختیاری اصل/دانشکده ادبیات/بهار84

4تیر 87

شعری تازه از :رضا بختیاری اصل

 

سخن سر بسته می گویم چو گل از غنچه بیرون آی

که بیــــش از پنــــج روزی نیــست حــکم میر نوروزی

"حافظ"

به بسیاری بیمارم

ـ نه، به بیماری بسیاری بیدارم

و از خطوط خنده

دست کمی دارم!

ـ گفته باشم

بهار معنا به لفظ نخواه ـ خواهد آمد

دچار ایکاش می شد

که مبل ها ، قیافه ی ایستادن نشسته اند!

تا چه سازم به نازها

به چه کارم اکنون که راز ؟

ـ آیا فرصت ها به ارغوانی ـ که می خواستیم ـ بگذرند؟

نمی مانند مدال های موظف، می دانید؟

آنان به زبان دستورهای دستاری

بینی سپرده، چشم قربان، هنوز!

داشتم می گفتم!

نمی رفتند، هرگز، همیشه

رایحه ی گل ها

که در دل ام عین هلاهل وطن گرفته اند

ـ چه خبرهای مونثی برای لمس کردن دارید، برادر

... نیز ایشان پاهای خیابان را دست شکستند، بستند

و خانه با خروشی خراشیده

در گوش کوچه پاشیده بود:

و من"فتوح بلدان" شما

او"جهانگشای" جنی جوینی ما

تو ولی "دِرّه" ای ، افسانه ای ، "عالم آرا"یی

ـ پس "رستم زردنبوی تواریخی" کو؟

گاهی  سطور گریه گرامی است: گفته اند

ـ دارند دیر می گویند!

ولی به دور بیماری ، اندک ام آری

تاریک و زود

نازکانه نزدیک،

اما بیش و باشنده

اینک در پهنه ی شفایی خوابیده

بنفش روشنا ابتلا خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 13:46  توسط رضا بختیاری اصل  | 

 

 

 

2شعر تازه از رضا بختیاری اصل( از دفتر سوم در دست انتشار)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آفتاب و  مهتاب

 

عشقش پسری افتاده چون آفتاب

عشقم دختری شکسته تا مهتاب

عشق ام اش کشاله ی کبوتران کودک

می روم بی بی ببوسم

 - بانوی شهر همیشه

عروس اقاقیا ، هی!

خون آتشفشانی در دست ها

دقایق که از شقایق دریاتر است

یعنی ، مروارید حوصله

دندان تو چشمک گرفته!

و اقیانوس در لیوان کوهی کاپوچینو

و دو آهو که دشت زیر پایشان می دود

-ظهر استعاره خزید

آمد تا بالای سایه مجاز ابرهای روشن

ها ، مهتاب هزارباره!

پاره پاره

آفتاب طلیعه ی پستان های توست!

لیکن در بالکن

ایران کوچکم را بغل کرده بودم

گریه دادم بر جغرافیا ، باد!

ای جوجه گربه ی تاریخی

ثریای ستاره!

 

 

 

تولدت مبارک

 

چه کسی روح مرا پس انداز کرد؟

 

«استلاّی» ناگزیر یا« اوفلیای» بی گریز!

 

ما عشق مُدارا

 

یا مَدارات عشقیم؟

 

-از،بهار شهری شرقی

 

و آن غالبن تا قالب تغلب

 

معنای قلبی شهریور،از

 

عجیب پنیرکی بوده

 

در دومین دبستان کلاغی؟

 

کاشکی این برف تابستان

 

دخترکی که افتخار پرتقال من بوده است؟

 

شکیل پانچ یا نگویم لال مانکن نیست

 

فصل کندن از فاصله می آید

 

پس کوچ انفرادی کوچه نزدیک است

 

و نزدیکی دیر کرده؟

 

-دور!

 

-جدن و جدیدن خاطر بوسه خندان است

 

-و بگذار بگویم چون ابر در بهاران است

 

می روم کیلوئی خواب

 

سیر سیر

 

سیری چشم و رویا بخرم!

مغازه ها یا اندازه ای بیدارند

 

رضا بختیاری اصل(فروردین 87)

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 0:39  توسط رضا بختیاری اصل  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - خوزستان

وزارت ارشاد از دومين دفتر شعر رضا بختياری‌اصل با عنوان " شهر فرنگ يا حافظ بيا از كلاس فارسی غيبت كنيم " 18 مورد اشكال گرفت.

اين شاعر در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان اظهار كرد: اين مجموعه شامل اشعاري بود كه پيش از اين در نشريات به چاپ رسيده بود.

وي تصريح كرد: حاضر به انجام 18 مورد اصلاح و حذف شعرهايم نيستم زيرا اشعار انسجام خود را از دست مي‌دهند.

بختياری‌اصل گفت: به احتمال زياد كتاب را در خارج از كشور منتشر مي‌كنم.

مجموعه قبلي بختياری‌اصل با عنوان " حالا مثل خودم هستم " موفق به دريافت جايزه ادبي كارنامه شده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 13:53  توسط رضا بختیاری اصل  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - خوزستان

يك شاعر خاطرنشان كرد: در يكی ـ دو سال اخير شعر جوان ظاهرا به محاق رفته و اين از سياست‌هاي اشتباه فرهنگي و نيز وضع نابسامان اقتصادي سرچشمه مي‌گيرد.

رضا بختياري‌اصل در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در خوزستان توضيح داد: با جدا شدن شعر از دستگاه‌هاي رسمي در دوره قاجار شعر به ميان مردم آمد. مي‌دانيم كه در تمامي ادوار هزار و چند ساله شعر فارسي شعر گونه‌اي رسانه‌ گروهي براي قدرت‌هاي حاكم بود و آنها از اين هنر براي تاييد و تثبيت پايه‌هاي حكومت خود استفاده مي‌كردند؛ هر چند دراين ميانه قدرتمداران هنردوستي بودند كه با حفظ و استنساخ ديوان‌هاي شعرا به حفظ آنها كمك مي‌كردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 13:45  توسط رضا بختیاری اصل  | 

شعر عبور ناگزير با سطري اثيري آغاز مي‌شود:

شروع شكفتن من، از نرگس بود

نرگس در ادب كلاسيك استعاره مصرحه از چشم است. اما شاعر در سنتزي مدرن اين استعاره را امروزين كرده است.

حافظ  مي‌گويد: با ياد نرگسش سر سودايي از ملال/ همچون بنفشه بر سر زانو نهاده‌ايم.

عشق را وي با چشمهاي معشوق كه نرگسينه  است؛ مي‌آغازد. در سطرهاي بعدي شعر ما را وارد فضايي نوستالژيك مي‌ كند. داستايفسكي چه خوب گفته‌كه هر كسي درکودکی يك خاطره خوب داشته باشد، نجات مي‌يابد. آيا نوستالژي شاعر-كودك با ياد‌كرد خاطره معشوق از اين با بابت نيست:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 13:40  توسط رضا بختیاری اصل  | 

آقایان بلد نیستید شعر بگویید! / مصاحبه ی روزنامه فجر با رضا بختیاری اصل

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:19  توسط رضا بختیاری اصل  | 

 خداي آمريكايي

بنفش

بنفش بنفش بنفش بنفش

ــ ببخشم ، مراببخش!

از اينكه در عشق

در خودم صرفه جويي كردم

ــ شعر بر من متبارك باد !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:18  توسط رضا بختیاری اصل  | 

که بلبله ها بخار زد به طاق خرابات / نقد سیروس رادمنش بر شعر خدای آمریکایی رضا بختیاری اصل

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:15  توسط رضا بختیاری اصل  | 

میتراییک چیست؟ / یاداشتی از رضا بختیاری اصل

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:7  توسط رضا بختیاری اصل  | 

2001، یک ادیسه ی فضایی یا شعری فوتوریستی - یادداشتی از رضا بختیاری اصل چاپ شده در هفته نامه تولید

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:3  توسط رضا بختیاری اصل  | 

 

یادداشتی سینمایی با نام پس فردا از رضا بختیاری اصل

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 15:50  توسط رضا بختیاری اصل  | 

نقدی بر حرکت پیشگامان شعر معاصر - چاپ شده در روزنامه مردم سالاری نوشته رضا بختیاری اصل

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 15:46  توسط رضا بختیاری اصل  | 

یادداشت رضا بختیاری اصل درباره زنده یاد عزت الله ابراهیم نژاد - شهید کوی دانشگاه تهران - چاپ شده در روزنامه مردم سالاری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 15:37  توسط رضا بختیاری اصل  | 

رضا بختیاری اصل : حوالی سال های میانی دهه ی هفتاد وقتی با امیدحلالی که آن موقع مدیر اجرایی روزان بود نشسته بودیم و صحبت از شاعران پیشکسوت خوزستانی بود: چالنگی و فروتن و مقیمی و نامی دیگر: مرید میرقاید. همان وقت ها من داشتم مجله ی فردوسی را که در یک مجلد بزرگ صحافی شده بود، مرور می کردم و به شعرهای او برمی خوردم.

می دانیم که در پایان دهه ی چهل و دهه ی پنجاه پس از پیشنهاد شاملو، درباره ی وزن و ظهور شعر شاملویی آکوستیک، شاهد افول شعر و وزن نیمایی بودیم. وزن آکوستیک و اجرای شعر در این وزن به ظاهر ساده بود و عده ای که توان کار در وزن نیمایی را نمی دیدند، با ردیف کردن پلکانی سطور که در آن سال ها به وفور می بینم به خیال خود شعر می سرودند. اما کسانی هم بودند که با درونی کردن شعر کلاسیک و نیمایی به عرصه های بلند شعر سپید دست ساییده بودند. خوزستان بالاخص سرزمین بختیاری در نیمه ی دوم دهه ی پنجاه خود چه بپذیریم چه نپذیریم پایه گذار نوعی بیانگری شد که از آن با نام شعر ناب یاد می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 17:58  توسط رضا بختیاری اصل  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 19:52  توسط رضا بختیاری اصل  | 

در شعرهای  رضا بختیاری اصل  همواره با نوعی بازی  تاریخ – زبا ن  روبه روییم . اینگونه برخورد با تاریخ در کرانه ی زبان و تبدیل آن به یک مفهوم چند پاره و رسیدن به یک حضور است . آفرینش مجدد یک تاریخ ، همواره با دریدن و یا حداقل آشفتگی کامل تاریخ قبلی همراه است .

در بحث های بعدی سعی می شود بیشتر به این مهم بپردازیم.... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 19:9  توسط رضا بختیاری اصل  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 19:4  توسط رضا بختیاری اصل  | 

سیروس امیری زنگنه را اول بار در سال 82 دیدم . به اتفاق شهرام و ... رفته بودیم باغملک و هم از نخست بار او را شاعری یافتم از شلتاق و گرد و خاک و هیاهو گریزان ، در خلوت خودش - به قول دوستی – می شکفت و هم می سوخت اگرچه نیز نمی ساخت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 18:48  توسط رضا بختیاری اصل  | 

ایسنا: رضا بختیاری اصل می گوید:  اگر ما از لحاظ زباني و بياني در غزل تغييري دهيم، به دليل فرم بسته و قالبي آن است كه به شاعر حكم مي‌كند در چه چهارچوبي سخن بگويد. حكايت غزل مانند اين است كه كسي كت و شلوار بپوشد و كراوات بزند و محاسن اصلاح كند، اما سوار الاغ شود و در شهر حركت كند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 18:46  توسط رضا بختیاری اصل  | 

رضا بختیاری اصل: فلکه ی 24 متری اهواز را با این صحنه اش هیچگاه از یاد نمی برم. اوایل دهه ی هفتاد است. اصلن همان سال هفتاد است؛ بی آنکه اشتباه کرده باشم. بساط کتابفروشی در یک روز دلگشا با یک روان و کالبد دلگشا. از اتوبوس پیاده می شوم. و درست روبروی ایستگاه زیتون کارمندی، چند متر آن طرفتر بساط پهن است. روی راه پله های بانک رفاه کارگران، شاعر ناتمام شوریده یی نشسته با موهای پرپشت فلفل نمکی، سبیل، ریش نزده ی چند روزه و عینکی با دسته ی سیاه کلفت: آرش باران پور.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 16:45  توسط رضا بختیاری اصل  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 16:41  توسط رضا بختیاری اصل  | 

با احترام به شعر :

با اين معضل كه شاعران حجم بيشتري از فضاي ادبيات را گرفته اند و با دريغ از اين كه بايد با چراغ دنبال شعر گشت و با چشم پوشي از معلوم هاي متعارف …  غير از داعيه داري ، شاعران جنوب ، يك قابليت مشترك هم دارند و آن هم تئوري پردازي است …


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 16:32  توسط رضا بختیاری اصل  | 

سينا سعدی :مراسم اهدای دومين دوره جايزه شعر امروز ايران (مجله کارنامه) بعد از ظهر پنجشنبه بيست و ششم دی ماه در خانه هنرمندان ايران برگزار شد و هيأت داوران، کتاب گلی، اما آفتابگردان سروده م. مويد را برنده جايزه اول شعر کارنامه اعلام کرد.

در بيانيه هيأت داوران آمده است که برای تعيين بهترين کتاب های شعر امروز ايران، 190 دفتر شعر از کتاب های منتشر شده در سال 80 مورد بررسی قرار گرفته و از آن ميان در مرحله نخست 11 دفتر شعر به شرح زير به عنوان نامزد جايزه انتخاب شده است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 15:49  توسط رضا بختیاری اصل  | 

ناشران براي شاعران و نويسندگان جوان سرمايه‌گذاري نمي‌كنند و از ريسك كردن براي چاپ كتاب اول پرهيز دارند.

رضا بختياري اصل - شاعر و برگزيده جايزه شعر امروز ايران كارنامه - در گفت‌وگويي با خبرنگار ادبي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان مطلب بالا در مورد مشكلات نشر گفت: ناشران به نويسندگان و شاعراني كه معروف هستند توجه مي‌كنند، در حالي كه در كشورهاي خارجي فارغ از اسم، اگر ناشري بداند اثري واجد كيفيت‌هاي زيبايي شناسي و ارزش‌هاي ادبي است، حاضر به سرمايه‌گذاري روي آن اثر مي‌شود. ولي در كشور ما مجموعه شعرهاي اول يك شاعر يا داستان و رمان يك نويسنده جوان با هزينه شخصي خود چاپ مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 15:39  توسط رضا بختیاری اصل  | 

مجموعه شعر شهر فرنگ (حافظ بيا از كلاس فارسي غيبت كنيم) و تبارشناسي طنز در شعر امروز ايران، از رضا بختياري اصل منتشر مي‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مجموعه شامل 34 شعر سپيد اين شاعر است كه از سال 80 تا 82 سروده است و در آن از لحاظ زبان و بيان با كارهاي تازه‌اي روبه‌روست. اين كتاب توسط ناشری در شيراز، تا قبل از مهرماه امسال منتشر خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 15:34  توسط رضا بختیاری اصل  | 

يك شاعر معتقد است: شاخه‌اي در شعر امروز پيدا شده كه با درك ناقص تئوري‌هاي ادبي، به سرايش شعر پرداخته است كه به غلط، پست مدرن ناميده مي‌شود.

رضا بختياري اصل در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: پست مدرن به تعبير بسياري از متخصصان، به خصوص افراد اهل فلسفه، يك ديدگاه مشخص و تبيين شده نيست. هر گاه در وضعيتي انتقادي قرار بگيريم، در وضعيت پست مدرنيسم قرار گرفته‌ايم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 15:18  توسط رضا بختیاری اصل  | 

رضا بختياري اصل معتقد است: شعر دهه 80 افق‌هاي كهن را به بالكن‌هاي مدرن پيوند زده و بر پشت بام پسامدرن مي‌خواهد ستاره ايران‌باوري را رصد كند؛ آن‌جا كه ديگر جغرافيا نيست.

اين شاعر در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره شعر دهه 80، ابتدا با اشاره به حركت نيما يوشيج در شعر ما متذكر شد: حركت بزرگ و مباركي كه نيما نزديك به 90 سال پيش در گستره شعر فارسي آغاز كرد، تحولي بنيادين را در اين هنر پيشينه‌دار ايراني سبب شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 15:9  توسط رضا بختیاری اصل  | 

رضا بختیاری اصل: لطیف/ مثل روز نخست بهار/ که نفس ها مان گلی ست/ لطیف/ مثل حرکت ثانیه شمار/ که رفیقانه می گوید: / حواست هست ؟!/ لطیف مثل عقوبت تر تر شدن در باران / به مجازت گرهی که به ابرو می فکنیم / لطیف مثل لمس لطیف دست های تو/ وقتی کسی نیست /  لطیف مثل راندن سرما / پناه در حاشیه ی امن خوابیدن /  با نجوای پرسش گرانه ی مادر / که همیشه در چشمش کودکم / لطیف مثل تو/ مثل صدای تو / مثل هوای تو کردن / به یاد تو بودن/ چه روزهای زبر و بی لطفی /

 این سنگ/ که بر پشتم افتاده است!/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:19  توسط رضا بختیاری اصل  | 

رضا بختیاری اصل: حکیم تنهای جزیره ی فارو، برگمن بزرگ در شطرنج با مرگ مات شد و آنتونیونی به سان خبرنگارـ قاچاقی حرفه: خبرنگار آرام برتخت مسافرخانه یی قدیمی به خواب ابدی فرو رفت. فیلمسازانی باهوش و شگفت انگیز، جهان پوچ خراب خاموش ما را وانهادند و رفتند. آن هم در یک هفته. انگار دیگر ماکس فون سیدو و جک نیکولسون جایی در فیلمهای این دو متوقف شده اند. سردی قطبی سوئد و گرمای مدیترانه ایی ایتالیا دیگر با ما نیستند. انگار جهان دارد حافظه ی خود را فراموش می کند. جهان دچار الزایمر شده. در فیلمهای هر دو فیلمساز اشتراکاتی هست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:16  توسط رضا بختیاری اصل  |